تبلیغات
پرتال بروز خبر و حواشی

پرتال بروز خبر و حواشی
به روز بودن حق هر ایرانی است 


نویسندگان
ابر برچسب ها
صدای او برای خیلی از علاقه‌مندان موسیقی یك اتفاق تازه بود، صدایی كه شباهت چندانی به صداهای دیگر نداشت و همین باعث شد موفقیت او در بازار پرترافیك موسیقی ایران خیلی سریع اتفاق بیفتد. فریدون آسرایی البته ...

صدای او برای خیلی از علاقه‌مندان موسیقی یك اتفاق تازه بود، صدایی كه شباهت چندانی به صداهای دیگر نداشت و همین باعث شد موفقیت او در بازار پرترافیك موسیقی ایران خیلی سریع اتفاق بیفتد. فریدون آسرایی البته همانطور كه خودش می‌گوید از همان دوره نوجوانی تمرین خواندن می‌كرده است. هم‌مدرسه‌ای‌هایش بارها صدای او را در هنگام نماز موقع گفتن اذان شنیده بودند اما خودش می‌گوید هیچ وقت فكر نمی‌كرده كه این ماجرا در آینده او را تبدیل به یكی از خواننده‌های پرطرفدار موسیقی پاپ كند.مهمان این شماره صفحه اولین‌ها برای رسیدن به جایگاه فعلی‌اش فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته. توضیح این اتفاق‌ها را می‌توانید از زبان خودش بخوانید.



موذن‌زاده، یادش بخیر

وقتی با خواننده‌هایی كه این روزها مطرح شده‌اند صحبت می‌كنیم همه می‌گویند از بچگی استعداد خواندن را داشته‌اند، در مورد شما هم اینطور بود؟

من از كلاس پنجم دبستان شروع به خواندن كردم. آن موقع علاقه زیادی به اذان آقای موذن‌زاده داشتم. در كلاس درس همیشه می‌خواندم و بچه‌ها گوش می‌كردند. یك روز معلم ما گفت كسانی كه می‌خواهند اذان بخوانند، بیایند جلو بایستند. بچه‌‌های كلاس همه گفتند «آسرایی» آواز می‌خواند. من آن زمان یكی از خجالتی‌ترین موجودات روی زمین بودم. یادم می‌آید لحظه‌ای كه اسم من برده شد به حال مرگ افتادم.

همین الان هم این كم​رویی را دارم، وقتی كسی به من می‌گوید فریدون برایمان بخوان پاهایم شروع می‌كند به لرزیدن. در كل هیچ وقت آدم پررویی نبودم. به هر حال آن روز سر كلاس درس یك آهنگ محلی خواندم كه اولین آواز خواندن من به حساب می‌آید. از آن روز به بعد هم هیچ فعالیتی در موسیقی نداشتم. هیچ وقت هم فكر نمی‌كردم یك روز خواننده خواهم شد و صدای خودم را باور نداشتم. بعد از اتمام دوره دانشجویی‌ وقتی به كانادا رفتم با یكی از دوستانم كه موزیسین بود دور هم كه جمع می‌شدیم برای دل خودمان شروع می‌كردیم به خواندن. من هم می‌خواندم، بعد از یك مدت دوست من یك كیبورد خریداری كرد و از من خواست با او موسیقی كار كنم.

آن موقع گروهی به نام غزال كار موسیقی انجام می‌دادند. ما هم به آنها اضافه شدیم كه نتیجه آن تبدیل شد به اجرای 2 كنسرت در تورنتو و دیگری در شهر اتاوا و بعد از آن به ونكوور كانادا رفتم. در سال 81 هم گروه پرواز را تشكیل دادم و مدت‌ها خواننده آن گروه بودم.


این صدا به من ارث رسیده

خواندن را به طور آكادمیك دنبال كردی یا خودت به صورت تجربی؟

من هیچ وقت باور نداشتم كه صدای خوبی دارم. اصلا احساس نمی‌كردم كه می‌توانم خواننده شوم. آن چند سالی هم كه در كانادا می‌خواندم به دلیل علاقه‌ای بود كه به خواندن داشتم. بیشتر دوستانم مرا تشویق می‌كردند كه به سمتی بروم كه به كار جدی‌تر نگاه كنم. فكر می‌كنم علاقه به خوانندگی ارثی است. در خانواده من عمویم صدای خیلی خوبی داشت. پدر و برادر بزرگم سال‌های سال در مراسم‌های مختلف خانوادگی آواز می‌خوانند.

وقتی اولین‌بار متوجه شدید به خوانندگی علاقه دارید، چقدر این حس را جدی گرفتید؟

در تمام دوران زندگی‌ام به خواندن علاقه داشتم. مثل همه جوان‌هایی كه دوست دارند بخوانند. شاید هر كسی در تنهایی‌اش برای خودش می‌خواند. به نظر من هر شخصی كه بتواند حرف بزند می‌تواند آواز هم بخواند. اما عده‌ای استعداد بیشتری در زمینه خواندن دارند.من تا زمانی كه به ونكوور كانادا نرفته بودم و با چند نفری موسیقی كار نكرده بودم، حرفه خوانندگی را جدی نمی‌گرفتم.

جلوی مادرم آواز نمی‌خوانم

واكنش اطرافیانتان در مقابل حرفه خوانندگی شما چطور بود؟

در مدتی كه خارج از ایران زندگی می‌كردم خانواده‌ام هیچ وقت نمی‌دانستند كه من می‌خوانم. شاید باور نكنید اما همان كم​رو بودن و خجالتی بودن موقعیتی برای من ایجاد كرده كه نتوانسته‌ام هنوز كه هنوز است جلوی مادرم بخوانم.فقط یك‌بار در مراسم تولد خواهرزاده‌ام برای خانواده‌ام آواز خواندم. بنابراین بیشترین تشویق‌ها از طرف دوستانم بود. من در كانادا در یك تیم بزرگ 40نفره فوتبال بازی می‌كردم و دوستان ورزشی‌ام همیشه اصرار داشتند كه كار را جدی‌تر دنبال كنم و آلبوم منتشر كنم.


همیشه دیگران مرا هل داده‌اند

و کی این ماجرا خیلی جدی شد

اولین بار مرحوم آقای عبدی امینی از من سؤال كردند آیا می‌خواهی خواننده شوی؟ جواب دادم نمی​دانم. آقای امینی خیلی قاطع گفت تو هیچ وقت خواننده نمی​شوی كسی كه می‌خواهد بخواند می‌گوید، بله. معلوم است كه می‌خواهم خواننده شوم و از ته دل و با تمام انرژی خواسته‌اش را می‌گوید. اما من اینطور نبودم. همیشه دیگران هلم می‌دادند كه خوانندگی را دنبال كنم. در واقع من تا 2 سال قبل به عنوان حرفه جدی به خوانندگی فكر نكردم. 2 سال كه یك تصمیم گرفته‌ام خواندن تبدیل به یك حرفه جدی برایم شود.

اگر پولدار بودم خواننده نمی‌شدم

چه اتفاقی باعث شد كه تصمیم گرفتی نگاهت را به حرفه خوانندگی جدی‌تر كنی؟

شرایط سخت زندگی. اگر شرایط زندگی‌ام خوب بود، هیچ وقت به طرف خوانندگی نمی‌رفتم. در واقع مادیات باعث اصلی خواندن من است. سال‌ها زندگی‌ام را در كانادا وقف خواندن كردم. وقتی ساكن كانادا بودم شرایط مالی بسیار خوبی داشتم. 3 فروشگاه DVD و CD پخش موسیقی داشتم. وقتی به ایران برگشتم مجبور شدم

2 فروشگاه را بفروشم و آن یكی را هم اجاره دادم. به خصوص كه شرایط مالی‌ام روزبه‌روز در ایران سخت‌تر می‌شد. بنابراین مجبور شدم به درآمدی كه از راه موسیقی به دست می‌آورم، اكتفا كنم.

هیچ الگوی خاصی داشته‌ای كه باعث شده باشد موسیقی را جدی‌تر دنبال كنی؟

در دوران نوجوانی و جوانی خواننده‌های زیادی بودند كه با صدای آنها زندگی كردم. مردم با برخی از موسیقی‌ها عاشق می‌شوند، با بعضی دیگر خاطره دارند و با تعدادی از آهنگ‌ها خاطراتش را زنده نگه می‌‌دارند. از خیلی‌ها شنیده‌ام كه با آهنگ «خوشگل عاشق» من عاشق شدند، خیلی‌ها از آلبوم «همچون ماه» من خاطره دارند. خب، من هم در دوران نوجوانی‌ام با خیلی از موسیقی‌ها زندگی كرده‌ام. از آهنگ‌های عاشقانه بگیرید تا كارهای شش و هشت با هر كدام از آنها روزهایی را سپری كرده‌ایم.


توقع مالی از خواندن نداشتم

اولین دستمزدی كه از راه موسیقی دریافت كردی چقدر بود؟

از ابتدا كه با گروه غزال كار می‌كردیم به دنبال كسب درآمد و دستمزد نبودیم. چون ما برای خودمان كار می‌كردیم و كنسرت برگزار می‌كردیم. سه نفر بودیم كه وقتی آن گروه را دور هم جمع كردیم، توقع مالی نداشتیم. اگر هم داشتیم سودی نمی‌بردیم چون فقط به خاطر علاقه‌مان كار موزیك را دنبال می‌كردیم. اتفاقا از برنامه‌هایمان استقبال خیلی خوبی هم می‌شد. شاید یكی از دلایلی كه دنبال دستمزد نبودم موقعیت مالی آن زمان خودم بود، اصلا احتیاجی به كسب درآمد از راه موسیقی نداشتم. تمام دستمزدهایی كه در خارج از ایران دریافت كردم را به یكی از دوستانم تحویل می‌دادم تا برایم آهنگسازی ‌كند یا برای بچه‌های گروه وسایل موسیقی می‌خریدم. در واقع تمام درآمد دوباره صرف هزینه خود گروه می‌شد. تا سال‌های سال حتی یك ریال هم از موسیقی درآمد نداشتم.


صدایم گرفت، حالم گرفته شد

در اجرای برنامه زنده و كنسرت‌هایت هیچ وقت سوتی یا تپقی داشته‌ای؟

یك‌بار در كیش، به دلیل بخاری که از دستگاه مه​ساز بیرون می​آید، بد بلایی سرم آمد. یادم می‌آید آن روز از قبل اوضاع گلویم خوب نبود و وقتی دود استیج را پر کرد، وارد گلویم شد و وسط خواندنم صدایم گرفت اما سریع ماجرا را جمع و جور كردم و خوشبختانه كسی متوجه گرفتگی صدایم نشد. البته خودم واقعا حالم گرفته شد.

قبل از انتشار اولین آلبومت هیچ وقت فكر می‌كردی مخاطب بتواند آنقدر با آن ارتباط برقرار كند؟

هنوز هم باورم نمی‌شود. هنوز هم خیلی از تعریف و تمجیدهایی كه دیگران از من می‌كنند را باور نمی‌كنم.آلبوم اول من در خارج از كشور پخش شد و بازتاب خوبی نداشت. بعد از انتشار آلبوم «غریبه» در ایران به كانادا رفتم. آنجا بودم كه آلبوم غریبه پخش شد. با دوستانم كه صحبت می‌كردم می‌گفتند فروش آلبومت واقعا خوب است. باورم نمی‌شد و تا وقتی كه به ایران نیامده بودم متوجه نشدم كه چه خبر شده است. با خودم فكر می‌كردم هر كسی آلبوم منتشر كند همین اتفاق برایش خواهد افتاد. از روزنامه‌ها و مجلات مختلف با من تماس می​گرفتند و تا مدت‌ها از این روزنامه به آن مجله در حال مصاحبه كردن بودم.


گلویم نازنازی نیست

در این سال‌ها بیشترین تشویق و حمایت را از چه كسی داشتی؟

بیشتر از همه خود من بودم كه روی پای خودم ایستادم اما وقتی با بهروز صفاریان شروع به كار كردم كم‌كم به خودباوری رسیدم. آقای صفاریان واقعا در اینكه من بتوانم خودم را پیدا كنم تاثیرگذار بود. تا قبل از آشنایی‌ام با بهروز حتی نمی‌دانستم كه یك ملودی را می‌توان به چند شكل خواند. وقتی یك خط ملودی را به یك سبك می‌خوانی آهنگ كسل‌كننده و یكنواخت می‌شود. اما اگر این توانایی را پیدا كنی كه بتوانی یك ملودی را چند شكل بخوانی از كارت نتیجه خیلی بهتری خواهی گرفت. كسی كه در این سال‌ها در خواندن و خودباوری به من كمك كرد و اجازه داد كار را آنطور كه دوست دارم ضبط كنم، آقای بهروز صفاریان بود.

مراقبت از صدا چطور است؟ رژیم و تغذیه خاصی وجود دارد؟

من با گلویم ارتباط خوبی دارم. خوشبختانه صدای من هیچ وقت اذیتم نكرده است. خیلی از خواننده‌ها بعد از خواندن گلویشان اذیت می‌شود. اما من هیچ وقت چنین مشكلی را تجربه نكردم و با صدایم راحت هستم. در واقع گلوی نازنازی‌ای ندارم.





[ سه شنبه 4 مهر 1391 ] [ 09:29 ق.ظ ] [ حسن حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

عکس منتخب روز

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وبلاگ